پیچک (مهستی گنجوی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- با روی چو نوبهار و با خوی دئی(مهستی گنجوی )
- هان تا به خرابات حجازی نائی(مهستی گنجوی )
- ای بت به سر مسیح اگر ترسایی(مهستی گنجوی )
- هر گه که به زلف عنبر تر سایی(مهستی گنجوی )
- شفتالوی آبدارت ای سرو سهی(مهستی گنجوی )
- چون بند ز نامهٔ تو بگشاد رهی(مهستی گنجوی )
- در دل نگذارمت که افگار شوی(مهستی گنجوی )
- تا کی به هوای دل چنین خوار شوی(مهستی گنجوی )
- جسمی دارم دلی خراب اندر وی(مهستی گنجوی )
- در وقت بهار جز لب جوی مجوی(مهستی گنجوی )
- بس خون که بدان دو چشم خونخواره کنی(مهستی گنجوی )
- ای تُنگ شکر چون دهن تنگت نی(مهستی گنجوی )
- از دیده اگر نه خون روان داشتمی(مهستی گنجوی )
- گر من به مثل هزار جان داشتمی(مهستی گنجوی )
- در سنگ اگر شوی چو نار ای ساقی(مهستی گنجوی )
- گر زانکه چو خاک ره ستم‌کش باشی(مهستی گنجوی )
- مضراب ز لف و نی ز قامت سازی(مهستی گنجوی )
- چون اسب به میدان ضرب می‌نازی(مهستی گنجوی )
- مر موی تو را جه بودی بی آزاری(مهستی گنجوی )
- هر گه که تو نعل اسب دیگران بندی(مهستی گنجوی )
- خندان بدو رخ گل بدیع آوردی(مهستی گنجوی )
- ای رشته چو قصد لعل کانی کردی(مهستی گنجوی )
- زلف و رخ خود به هم برابر کردی(مهستی گنجوی )
- تو مونس غم شبان تاریک نه‌ای(مهستی گنجوی )
- دلدار به من گفت که می بر کف نه(مهستی گنجوی )
- می خورد به پاییز درخت از ژاله(مهستی گنجوی )
- ای روی تو ماه را شکست آورده(مهستی گنجوی )
- اندر دل من ای بت عیار بچه(مهستی گنجوی )
- ای دست تو دست من به دستان بسته(مهستی گنجوی )
- معشوقه لطیف و چست و بازاری به(مهستی گنجوی )
- ای روی تو از تازه گل بربر به(مهستی گنجوی )
- چون نیست پدید در غمم بیرون شو(مهستی گنجوی )
- مؤذن پسری تازه‌تر از لالهٔ مرو(مهستی گنجوی )
- دل در ازل آمد آشیان غم تو (مهستی گنجوی )
- ابریست که قطره نم فشاند غم تو(مهستی گنجوی )
- ابریست که خون دیده بارد غم تو(مهستی گنجوی )
- آب ارچه نمی‌رود به جویم با تو (مهستی گنجوی )
- عشق است که شیر نر زبون آید از او(مهستی گنجوی )
- ای زلف تو حلقه حلقه و چین بر چین(مهستی گنجوی )
- ما را سر ناز دلبران نیست کنون(مهستی گنجوی )
- افتاده ز محنت من آوازه برون(مهستی گنجوی )
- گر خون تو ای بوده پسندیدهٔ من(مهستی گنجوی )
- ای بی‌خبر از غایت دلداری من(مهستی گنجوی )
- در دام غم تو بسته‌ای هست چو من(مهستی گنجوی )
- از مهر خود و کین تو در تابم من(مهستی گنجوی )
- کو آه همه زنهار و عهدت با من(مهستی گنجوی )
- ای یاد تو تسبیح زبان و لب من(مهستی گنجوی )
- دوش از غم هجرت ای بت عهدشکن(مهستی گنجوی )
- بر هر دو طرف مزن تو بر یک سوزن(مهستی گنجوی )
- دی خوش پسری دیدم اندر زوزن(مهستی گنجوی )
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد